تبليغاتX
ميم.ميم
 
کاش قبل از مردنم
بمیری
 
بلکه جایی بیابمت
سنگی را ببوسم
راهم را بکشم
دور شوم
بمیرم
 
 
*تهران ـ فروردین ۸۸
 
 
پ.ن : گاهی اینجا را با هزار آرزو باز می کنم،نفسم بند می آید وقتی سرورش ارور می دهد.کسی چه می فهمد؟
 
 
نوشته شده توسط ميثم ميرزنده دل در چهارشنبه 26 فروردین1388 |
 
 
اگر فقط كمي
به روح اعتقاد داشتي ...
 
حالا اينقدر روحم
در عذاب خيانتت نبود.
نوشته شده توسط ميثم ميرزنده دل در دوشنبه 17 فروردین1388 |
 
 
 
حالا همه فکر می کنند
هیز شده ام ..
بس که چهره به چهره تو را جسته ام !
کسی چه می فهمد
چی توی دلم هرری می ریزد پائین
وقتی گوشه ی چشم یکی از این عابران را
شبیه تو می یابم ...!
 
باورم شده است
که دیگر نیستی
اما هنوز هم هیزم !  *
 
 
* تهران - ۷ مهر ۸۷
نوشته شده توسط ميثم ميرزنده دل در سه شنبه 6 اسفند1387 |