تبليغاتX
ميم.ميم

 

آرام و بي صدا

تكانده مي شوم از خستگي روز

روي بالشي ،

و ته مانده هاي روز را مي تكانم

توي زير سيگاري

چيز ديگري باقي نمي ماند

جز يك مشت قرار و كار

براي روز آينده .

 

آدم ها ، قديسه ها تمام مي شوند

اما

 خاطراتشان مي ماند

براي روز آينده ، روز هاي آينده .

 

خيالم راحت است

هر چه خودم را مي تكانم

خاكستريست كه به لمحه اي

مي رود با باد...

تمام مي شوم

بي كه خاطره اي باشم .

 

خداست

كه روزها ، پك مي زند

به آدمها .

و شبها

آرام و بي صدا

ته مانده ها را

مي تكاند روي زمين.

 

و ما شده ايم

خاكستر عيش خدا !

و اين زمين

بستر خاكستر...

 

چه بنامم تو را ،

اي زمين ،

اي زير سيگاري آسمان ...! *

 

*تهران - مهر ماه ۸۷

نوشته شده توسط ميم ميم در شنبه 18 آبان1387 |